در جاده بی انتهای ماسه ای
که در دوسویم دریائی است کبود و جنگلی سرد و عبوس
به واپس نگریستم.
موجی بلند رد پایم را بلعید و به دریا برد
و دیگر نشانی نیافتم از رهگذری
که سالهای دراز از اینجا گذر کرده بود.
چه کسی مرا به خاطر خواهد آورد؟
+
نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت 20:2  توسط متین
|