پرده كوبيسم عيد و اولين روزهاي سال نو، چنان رنگهايش را در ذهنم به هم آميخته است كه از ميان همه آن رنگهاي درهم و برهم، فقط رنگ سبز آن را برايتان آرزو مي كنم.
سال نو را پيشاپيش تبريك ميگويم. سال نو مبارك
سالها نیاز بود تا بفهمم که بعضی ها وقتی که نیستند باز هم حضور قوی و پررنگ دارند. حتی در غیابشان، بوی مهربانی اشان خاطره ها را آکنده میسازد و راه نشان میدهند و از کوچه باغهای سادگی و بی پیرایگی که بوی شکوفه های سیب و گیلاس ازپشت دیوارهای کاهگلی آن رهگذر عاشق را مست میکند تو را میخوانند. بزرگی و عظمتشان در بیان و نگاه و کلام و عمق نگاهشان نهفته است نه آنچه را که وانمود به آن میکنند. دستان گرم و پرمهرشان گرمای شوق و آرامش را دلهای سرد و زمستانی میریزد و چه میدانم همچون روحی در پنهانترین زوایای وجودی ات خانه دارند .
بعضی دیگر کسانی هستند که تا هستند و به چشم سر میتوان آنان را دید، هستند و وقتی که نیستند اصلا وجود ندارند و با رفتنشان سایه بودنشان را برمیچینند و با خود میبرند تا آنکه بازگردند.
و اما دسته سوم کسانی هستند که وقتی هم که هستند انگار نیستند. بود و نبودشان یکی است.
آنچه که در این بودن ها و نبودن ها و حضور و غیاب ها و سبکی و سنگینی ها نهفته است این است که من جایگاهم را خودم انتخاب میکنم نه قضاوت های دیگران. من همانی هستم که بوده ام و لحظه ای را که به قدر عمری گذشته است در میان دیگران زیسته ام و از خود تصویری به جا گذاشته ام که اکنون مرا را در این طیف گسترده بودن ها ونبودن ها مینشانند و محک میزنند و نمره رد و قبولی ام را میدهند و در موردم قضاوت میکنند.